
برای ازدوست نیلوبلاگ ازشاعرم نیلوبلاگ ، فرزند پاک و نستوه خراسان ، رضا افضلی :دشنه یی بلند و بران ،بر گرده ی سپیده نشسته بودو درخت سوگنامه ی هستیمیوه های نفرت و خون می دادو ما ، شاعران سرزمین سیل و صاعقه ،پای در زنجیر ح...
ادامه مطلب
سلطه ی پاییزهمهجا زیر سلطه ی پاییزاین ریاکار رند رنگ آمیز...
ادامه مطلب
روی دریای نفت. کودک خفته،طفل ایران استروی دریای نفت خوابیدهزان همه نفت و گاز و فیروزهجز (نداری) برو نپاشیده او شنیده ز :(سهم موروثی)چون پدر مادر و چو اجدادشسال ها برده قوم بیگانهثروت و مکنت خدادادش.ار...
ادامه مطلب
ایمان وقتی به را خود، ایمان ندارد آب در بستر لجن،تن می دهد به خواب رضا افضلی...
ادامه مطلب
قطارِ بايد به : محمد مهدی حسنی حِس مي كنم كه فرصتم از دست ر&...
ادامه مطلب
ایمان وقتی به راه خود، ایمان ندارد آب در بستر لجن،تن می دهد بخواب رضا افضلی...
ادامه مطلب
رضا افضلی / تقدیم به: مردممو دوست شاعر (کاوۀ صفا)پروازمن.با آن همه تعجیلِ بی حاصل، پرواز من تاخیرخواهد کرداین آسمان نیمه بارانی، روز مرا دلگیر خواهد کردهردم هواپیمای غُرّانی، بالا رود از پلّۀ بارانتیمی هواپیمای ناقص را،در گوشه ای تعمیر خواهد کرداز شیشه های برج بارانی، پروازِ رعد و برق ها پیداستبس ساعت پرواز پی در پی، با ...
ادامه مطلب
روزبه افضلیمتولدچهاردهم دی ماه1359 مشهد در خانواده ای دانشگاهیمهندس استخراج معدن از دانشگاه صنعتی شاهرودکارشناس ارشد مهندسی استخراج معدن از دانشگاه امیر کبیر تهرانشاغل در شرکت توس آب مشهد و مامور در سد سونگون اهرشرکت در پاره ای از نشست های علمی مختلف داخلی و ارائه مقالهارسال مقاله به خارج کشور و پذیرش مقالاتدارای سابقه تدریس در دانشگاه آزادادامه تدریس در دانشگاه دولتی...
ادامه مطلب
روزبه افضلیمتولدچهاردهم دی ماه1359 مشهد در خانواده ای دانشگاهیمهندس استخراج معدن از دانشگاه صنعتی شاهرودکارشناس ارشد مهندسی استخراج معدن از دانشگاه امیر کبیر تهرانشاغل در شرکت توس آب مشهد و مامور در سد سونگون اهرشرکت در پاره ای از نشست های علمی مختلف داخلی و ارائه مقالهارسال مقاله به خارج کشور و پذیرش مقالاتدارای سابقه تدریس در دانشگاه آزادادامه تدریس در دانشگاه دولتی...
ادامه مطلب
به شب دارد «حوالي» نورِاندك به نقل از منظومة بلندمنتشر نشدة (مشهدی های قدیمی) سرودة رضا افضلی در سال ۱۳۷۷ زآتش هاي منقل يا بخاري شود جويي ز رنگ دود جاري بخاري مي خورد از تَلِّ هيزم به آتش تِق تِقي دارد تلاطم به اطرافِ بخاري خاك اَرّه به فرشِ خانه ريزد ذَرّه ذرّه نبودِ كُنده دارد صد مُكافات زپي آرد بسي سرما و آفات به مطبخ ها اجاقِ تيره ديوار ببلعد كُنده را با دودِ بسيار «چراغِ موشي» و آن زورِ اندك حوالي را دهد شب نورِ اندك سگي دارد به حولي حُكمِ آژير به «وق وق» مي جهد با طوق و زنجير خروس از گوشه ي ديوار و هر بام شده چون ساعتي در صبح و در ...
ادامه مطلب
ای آسمان! ای مهربان! ... ای آسمان! ای مهربان!قهری مگر؟برماببارباران تُندِ تُندرین، هم برف بی آوا ببار/بر ابر های خودبگو شادی بیفشانند و شوق تا زندگی رقصان شود پر شور و پر غوغا ببار/با توزمین سوخته، غرقِ بهاران می شودای برف نو! بازی مکن بر دشت و بر صحرا ببار/فریاد و غوغای جهان، رفته به سوی کهکشانبر این زمین پر عطش ، باران سیل آسا ببار/لب های جان تشنگان، دارد ترک ها از عطشبرف سپید پرفشان، بر قامت دنیا ببار/خون می فشاند برزمین، سُرب مذابِ جهل و کینبا محوخون بمب و مین،در مسلخ دنیا ببار/چشم جهان تشنه جان، در انتظارت شد سفیدبر چهرۀ افسرده اش ای برف شادی ها بب...
ادامه مطلب