روزبه افضلی :مهندس معدن

متن مرتبط با «اي كاش من هم پرنده بودم» در سایت روزبه افضلی :مهندس معدن نوشته شده است

پروازمن رضا افضلی

  • نیلوبلاگ

    رضا افضلی / تقدیم به: مردممو دوست شاعر (کاوۀ صفا)پروازمن.با آن همه تعجیلِ بی حاصل، پرواز من تاخیرخواهد کرداین آسمان نیمه بارانی، روز مرا دلگیر خواهد کردهردم هواپیمای غُرّانی، بالا رود از پلّۀ بارانتیمی هواپیمای ناقص را،در گوشه ای تعمیر خواهد کرداز شیشه های برج بارانی، پروازِ رعد و برق ها پیداستبس ساعت پرواز پی در پی، با ...

    ادامه مطلب
  • به شب دارد «حوالي» نورِاندك/ رضا افضلی / از منظومة بلند چاپ نشدة (مشهدی های قدیمی)

  • نیلوبلاگ

    به شب دارد «حوالي» نورِاندك به نقل از منظومة بلندمنتشر نشدة (مشهدی های قدیمی) سرودة رضا افضلی در سال ۱۳۷۷ زآتش هاي منقل يا بخاري شود جويي ز رنگ دود جاري بخاري مي خورد از تَلِّ هيزم به آتش تِق تِقي دارد تلاطم به اطرافِ بخاري خاك اَرّه به فرشِ خانه ريزد ذَرّه ذرّه نبودِ كُنده دارد صد مُكافات زپي آرد بسي سرما و آفات به مطبخ ها اجاقِ تيره ديوار ببلعد كُنده را با دودِ بسيار «چراغِ موشي» و آن زورِ اندك حوالي را دهد شب نورِ اندك سگي دارد به حولي حُكمِ آژير به «وق وق» مي جهد با طوق و زنجير خروس از گوشه ي ديوار و هر بام شده چون ساعتي در صبح و در ...

    ادامه مطلب
  • شهادت مي دهم كه اورا ديده ام/رضا افضلی

  • نیلوبلاگ

    شهادت مي دهم كه اورا ديده ام......صداي اوراوقتي شنيدمكه درخانقاهِ خلوتِ نبضمهوهو مي كرد.حركتش را وقتي حس كردمكه در پيچكي سبزازاين خانه به آن خانهمي رفت.شهادت مي دهم كه اورا ديده اموكعبه اش را زيارت كرده اموقتي كه مورچه هاگردِ نانِ چسبيده به سنگطواف مي كردندوگنجشكانِ خيسروي شاخه هاي باران خوردهدل مي زدند.بگذاریداورا همان گونه تصّور كنمكه خود ديده ام.رضا افضلی 29/5/80http://rezaafzali.blogfa.com/posts/عناوین مطالب وبلاگ رضا افضلیhttps://www.facebook.com/reza.afzali.7/photos_allمطالبم در فیس بوک ...

    ادامه مطلب
  • اي كاش به باغ آيي/به: حسین شیدفر/رضا افضلی به نقل از وبلاگ پدرم

  • نیلوبلاگ

    اي كاش به باغ آيي به: حسین شیدفر بايد چه كنم اي دل، با اين همه دلتنگي وقتي ندهد صَد خُم، يك جُرعه ميِ شنگي حتّي نكشم آهي، بر نيمكتِ بُستان ترسم که رسد صوتم، برپيكرة سنگي بر كورة صبّاغان، صد رنگ زند قُل قُل تا كس ندهد جولان، با جامة بي رنگي چشمم به افق هر شب، تا ماه به رقص آيد در حلقة اخترها، با دايرة زنگي تاپاي بكوبد دل، از روی حسد دستي از سقف كَنَد مَه را، چون ميوة آونگي داني به چه مي ماند، دل بي رخِ او در شب چون ماهيِ بي جفتي، زيرِ پلِ دلتنگي اي كاش به رقص آيي، چون شانه به سر اي دل گِردت گل و پروانه، قوسِ قُزَحي رنگي اي كاش به باغ آيي، ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    اي كاش آدمي وطنش را | اي كاش | اي كاش ميدانستي | اي كاش كه جاي آرميدن بودي | اي كاش مي شد | اي كاش بودي | اي كاش مي توانستم | اي كاش بميرم | اي كاش با تو ميموندم | اي كاش من هم پرنده بودم